الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

921

علل الشرايع ( فارسي )

ابراهيم جازى از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك حضرت ابى جعفر عليه السّلام بوديم از اغنياء و متموّلين شيعه نزد آن حضرت نام برديم ، گويا حضرتش كراهت داشتند از ما راجع به ايشان چيزى بشنوند ، فرمود : اى ابا محمّد وقتى مؤمن غنى و رحيم بود و از مالش به ديگران رساند و به اصحاب خود احسان نمايد خداوند متعال دو برابر اجر انفاقى كه كرده به او مىدهد . زيرا خداوند متعال در كتاب عزيزش مىفرمايد : * ( وَما أَمْوالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ ) * الخ ( و هرگز اموال و اولاد شما چيزى كه شما را به درگاه ما مقرّب گرداند نيست مگر آنكه با ايمان و عمل صالح كسى مقرّب شود و آنان پاداش اعمال صالحشان مضاعف و افزون است و در غرفه هاى بهشت ابدى آسوده خاطر مىباشند ) . حديث ( 74 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از ابن ابى عمير ، از منصور بن يونس نقل كرده كه گفت : حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمودند : خداوند متعال مىفرمايد : اگر بندهء با ايمان من محزون و دل شكسته نمىشد البتّه دستارى از طلا به سر كافر مىبستم « 1 » حديث ( 75 ) احمد بن محمّد ، از پدرش ، از محمّد بن احمد از موسى بن عمر ، از ابن سنان ، از ابو سعيد قماط ، از حمران نقل كرده كه وى گفت : از حضرت عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : هر گاه شخصى وقتى سمت راست تو است رأى و اعتقادى داشت و سپس به سمت چپ تو رفت در باره اش فقط به خير سخن بگو و از وى تبرى مجوى تا وقتى كه بشنوى از او آنچه را كه وقتى در سمت راست تو برود از او شنيدى چه آنكه قلوب و دلهاى بين دو طريق از طرق الله است هر طورى كه او بخواهد در دلها تصرّف مىكند ساعتى چنان بوده و ساعتى ديگر چنين مىباشد و بنده بسا به خير توفيق مىيابد . مقاله مؤلَّف مؤلَّف اين كتاب رحمة الله عليه مىگويد :

--> « 1 » - شايد مقصود اين باشد كه متاع و اموال دنيا آنقدر بىارزش است كه حق تعالى راضى است از طلا كه سر آمد همه اموال دنيوى است دستار و تاج به سر كافر كه دشمن او است بگذارد منتهى چون اين معنا موجب حزن و اندوه مؤمن كه دوست حق تعالى است مىگردد لا جرم خداوند اين كار را نكرده است .